جمال رضايى
321
بيرجندنامه ( فارسى )
فصل دوم خدمات شهرى امنيّت ، نظافت ، روشنايى شهر 1 - امنيّت شهر : پيش از آنكه در دههء نخست اين سده ادارهء نظميّه ( شهربانى ) در بيرجند تأسيس و داير شود حفظ امنيّت شهر بر عهدهء « داروغه » ( داروقه daruqe ) بود كه از طرف « امير » حاكم تعيين مىگرديد . داروغه تعدادى مأمور مزدور - بهويژه مأمور شبگرد - در اختيار و زير فرمان داشت كه به آنها « مير شب » ( مير شوّ mire sow ) مىگفتند . ميرشبها وظيفهء « پاسبان » را انجام مىدادند و امنيّت شهر را - بهويژه در شبها - زير نظر داشتند . آخرين داروغهء بيرجند مرد هوشمند و باكفايتى بود به نام « على بيك ورقا » « 1 » كه به خوبى از عهدهء وظيفهء خود برمىآمد و با قدرت كار خود را انجام مىداد . استاد دكتر محمّد حسن گنجى در يادداشت شمارهء 3 صفحهء 31 ترجمهء كتاب « نامههايى از قهستان » در اين مورد شرحى نوشتهاند كه از نظر اهميّت آن به تمامى نقل مىشود : « در آن زمان معمول بود كه سه - چهار ساعت از غروب گذشته شيپور قرق مىزدند و بعد از آن رفتوآمد تنها با اداى اسم رمزى انجامپذير بود كه هرشب از طرف داروغه معيّن مىشد و به « اسم شب » معروف بود . اسم شب رمزى بود كه براى عبور و مرور در شهر در شبها و بعد از ساعت مقرّر كه چهار ساعت بعد از غروب بود به عابران مجاز داده مىشد . اين رمز معمولا اسم يك شهر يا آبادى بود كه براى هرشب از طرف داروغه به مير شب يا شبگردهاى مزدور ابلاغ مىگرديد . طرز اداى اسم شب يا مطالبهء آن از ناحيهء يك يا چند شبگرد چنين بود كه بعد از شيپور قرق كه همان چهار ساعت از شب گذشته بود ، اگر كسى را در كوچهها مىديدند به
--> ( 1 ) . پدر مرحوم محمّد رضا سپهرى آخرين پيشكار « شوكت الملك علم » و سر دودمان خانوادهء سپهرى بيرجند .